سلام امروز یکی از دوستان به جمع وبلاگ نویس ها پیوست اما این دوست ۲ ویژگی بزرگ داره اول این که استاده و دوم این که با همه فرق داره میگی نه نگاه کن یه سری به این آدرس بزننین .
http://elhamzargar.blogfa.com
این هم سخنی از عطار نیشابوری برای که دقایقی پیش سرود و به این وبلاگ ارسال کرد،
مائیم که اصل شادی وکان غمیم سرماای دادیم و؛ نهادِ ستمیم
پستیم و بلندیم کمالیم و کمیم آئینه زنگ خورده و، جام جمیم
می دونین آخر این جاده کجاست ؟
+
نوشته شده در شنبه بیست و هفتم بهمن 1386ساعت 16:15 توسط سید علیرضا موسوی
|
-سلام .باورت میشه من الان فکرمی کنم تا سالها نمی تونم دیگه خواب راحت داشته باشم.انگارناخودآگاه ذهنم پرشده از حادثه های وحشتناک.من البته ناسلامتی نسل سومم .نسلی که نسل سوخته نبوداماپدرم سوخته بود.با صدای آژیرقرمزوخمپاره وضدهوایی وموشک بزرگ شد.زیادسوسول نبود....امانمی دونم چرااینجوری شدم...عراق سرزمین نفرین شدست.باورکن هرچقدر تمرین فراموشی می کنم باز بغضم می گیره وقتی یاد اون سالهای جنگ میفتم .این نوشته یکی از دوستان خوبم بود کهبرام فرستاده بود و حیفم اومد که شما نخونیدش .
2-شده تاالان ازکسی خجالت بکشی انقدرزیادکه سرخ شی؟من الان ازخجالت اینکه نمی تونم زودزودبنویسم اینجوریم .اصلا دیروزازدوستم پرسیدم خدایا من لیاقت این همه محبت یا حتی دشنام رو دارم؟
3-یه عالمه حرف داشتم الان یادم رفت!برام دعاکنین .برای دلتون دعا میکنم...سفارشی!
4-همه کامنت هارومیخونم .اگه بدونین چه کیفی میده توغربت باشی ببینی به فکرتن .
5-ببخشین که من یه کم غمگین نوشتم .چی کارکنم .ما ایرونی ها درمرثیه سرایی تخصص ویژه ای داریم!
+
نوشته شده در دوشنبه پانزدهم بهمن 1386ساعت 16:45 توسط سید علیرضا موسوی
|
سلام انقدر که درگیر کار و درس این جور چیز ها شده ایم که دیگه یادم میره بعضی وقت ها ایم وبلاگ رو آپ کنم که باید شما به بزگیتون ببخشین راستی دوشنبه ۱۵ اسفند با کلی مطاب جدید خدمتتون میرسیم .تا بعد .

+
نوشته شده در سه شنبه نهم بهمن 1386ساعت 16:9 توسط سید علیرضا موسوی
|